طراح قالب: همـــراز
قول
اولا بابت دیر کردمون ازتون خیلی معذرت می خوام
آخه می دونین لیلی من نمی تونست نت بیاد واسه همین هم منم اصلا حوصله ام نمی اومد بیام و آپ کنم و از خودمون واستون بگم.البته هر روز باهاش حرف می زدما ولی این دنیای مجازیی که واسه خودمون ساختیم بدون اون اصلا صفایی نداشت.حالا که دوباره لیلی جونم اومده و چون خواسته که چراغ کلبه رو روشنش کنم منم باید این کار رو می کردم.
اما چی بنویسم از کجا بگم این خودش یه حرفیه.
بعد از این ماجرایی که بهتون گفتم من دوباره ۲ هفته پیش بود که به پیش عشقم رفتم ایندفعه دو روز پشت سر هم می تونستم ببینمش واسه همینم خیلی خوشحال بودم اما چه بدونم این دو روز پشت سر هم دیدن باعث میشه که من نتونم ازش دل بکنم.هر بار که می بینمش دل کندن و خداحافظی کردن باهاش سخت تر از دفعه قبل میشه.
از خدا می خوام یه کاری بکنه که دیگه همه این انتظار ها و دلتنگی ها زود تر از زود تموم بشه.
الان که دارم اینارو می نویسم تازه باهاش خداحافظی کردم داشتیم تلفنی با هم حرف می زدیم ولی بازم اینقدر دلم واسش تنگ شده که حد و فصل نداره.اگه دست خودم بود همین الان یه بلیط می گرفتم و به دیدارش می رفتم آخه وقتی فکر میکنم که تا سه هفته نمی تونم ببینمش دیونه میشم.
الا یا ایها الساقی ادر کسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
من اینجا پیش همه یه قولی می خوام به لیلی عزیزم بدم هر مشکلی که پیش بیاد هر بلایی که سرم بیاد بازم سر قولم هستم و همه تلاشم رو می کنم تا بهت برسم .
دوستت دارم عزیز دلم.![]()
![]()
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 13:9 توسط لیلی و مجنون | لينك به مطلب |
من با لیلی
سلام به آسمان سلام به زمین
سلام به بهترین بهترینم ،لیلی ام،عشقم،زندگیم
اولا به همه دوستام بگم که خواستگاری هفته پیش به خوبی و خوشی تموم شد البته هنوز چند جلسه دیگه مونده که ایشالا اگه کارای من روبه را شه اونا هم حل میشن(واسم دعا کنین)
این هفته هم یه خبر خوش دارم واستون.
دیروز من رفتم به دیار لیلی .
دیدمش،دست به دست هم راه رفتیم،خندیدیم،به هم نگاه کردیم،با هم شام خوردیم و کلی گشتیم
نمیدونین چه خوش گذشت بهمون .![]()
خدایاااااااااااااااااااااااا ازت ممنونم.![]()
تنها چیزی که آزارم میده اینه که نمی خواستم ازش جدا شم ،می خواستم اون روز تموم نشه ولی برعکس اون روز خیلی زود تموم شد و من الان ازش دورم![]()
دیگه نمیدونم چی بگم الان تو حالتی بین شادی و غم هستم نمیدونم چیکار کنم.
اگه خوب نتونستم بنویسم و احساسمو واستون دقیق بیان کنم علتشم همین بود.
لیلی جان عزیز دلم دوست دارم.![]()
![]()
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 14:31 توسط لیلی و مجنون | لينك به مطلب |
من و لیلی
سلام به همه دوستان
سلام به عشقم
سلام به همه
من امروز حس خیلی عجیبی دارم نمی دونم چه جوری بهتون بگم
آخه می دونین فردا من با خانواده قراره که به خونه لیلی اینا بریم
یعنی دارم خواب می بینم یا واقعیته
یعنی بالاخره من و لیلی به هم دیگه می رسیم ؟
ازتون می خوام واسمون دعا کنین که مشکلی پیش نیاد
امروز و فردا مهمترین روزای زندگیمه
امیدوارم همه چی به خوبی و خوشی تموم بشه
دیگه نمی دونم چی بگم
فقط می خوام داد بزنم
فریاد بکشم
و بگم که
لیلی عزیزم
دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتت دارم![]()
![]()
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 14:40 توسط لیلی و مجنون | لينك به مطلب |
لیلای من
سلام دوستان
اول از همه بگم که من شاعر نیستم این شعری هم که نوشتم به تقلید از شعریه که لیلی عزیزم تو پست قبلی گفته بوده حالا یه حسی هم به من اومد و این کلمات رو کنار هم چیدم تا بلکه به این طریق کمی از احساسم رو واسش بیان کنم.
تقدیم به بهترین بهترینم.
منم مجنون تویی لیلا
منم سرگشته و شیدا
منم که بی تو می میرم
منم آن عاشق پیدا
مگر بی تو توان سر کرد؟
شبانگاهان سحر کرد؟
در این فکرم که یارب
چگونه این رهم طی کرد؟
من هر دم در فکر تو هستم
همیشه واله و مستم
و تا جان در بدن دارم
همیشه با تو هستم
امیدوارم که از این شعر خوشت اومده باشه.![]()
نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 13:17 توسط لیلی و مجنون | لينك به مطلب |
مرادر عشق یاری کن
منم لیلی تویی مجنون
منم ان سینه پرخون
منم ان عشق شوریده
منم ان لاله گلگون
نمیدانم نمیدانم
چگونه بی تو میمانم
ولی از درد این دوری
همی تا صبح مینالم
مرادریاب و یاری کن
کمی هم بیقراری کن
که دریابم تو را دارم
برای عشق کاری کن
لیلی
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 15:20 توسط لیلی و مجنون | لينك به مطلب |
بهترین بهترین من
در بنفشهزار چشم تو
من ز بهترین بهشتها گذشتهام
من به بهترین بهارها رسیدهام
ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من
لحظههای هستی من از تو پر شدهست
ای جدایی تو بهترین بهانه گریستن
بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیدهام
ای نوازش تو بهترین امید زیستن
در کنار تو
من ز اوج لذتی نگفتنی گذشتهام
خوب خوب نازنین من
نام تو مرا همیشه مست میکند
بهتر ازشراب
بهتر ازتمام شعرهای ناب
نام تو اگر چه بهترین سرود زندگیست
من تو را
به خلوت خدایی خیال خود
بهترین بهترین من خطاب میکنم
بهترین بهترین من!
با سلام
در اولین پستمون من یعنی مجنون این شعر رو تقدیم عشقم یعنی لیلی می کنم امیدوارم که از این شعر خوشت بیاد .
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 14:44 توسط لیلی و مجنون | لينك به مطلب |